تبليغاتX
پروانه سفید...

 

 

اتفاق است می افتد؟

یا اندازی ظرفیتمان؟

دو هفته ،چهارده روز

گم شده پیراهنم!

می روم ،حواس می کشد

خط به خط بر اسمی که <م> دارد.

انگشت ، زنگ خانه اش

زین...گ

شاید آدرسی اشتباه پیچیده اند!

دیروز خیابانشان درخت دیدم سبز

پله می برد بالایمان

امروزحتی پائین ترین- راه نمی دهد!

چقدر کلافه ام ، زیگزاگم در هرنخ

لای دکمه ها...

زیر غش لحظه ها

هیچ فرصتی نمی شکافم-

 درجیغِ ثانیه ها

غرق می شوم وقتی آب نیست

چرا پا می زنم؟

ماهی ام کو؟

آن را که خورد؟

کسی قدم می زند ، مرا امشب

زیر لحاف مهتاب؟

جدول حوادث ، اسباب بازی گم شده است

حل کنیم؟ سه حرفیست...!

خیابانِ همسایه راه می رود

می یابد؟

ع

ش

ق

را.

هنوز روی میز، رویای ماست!

تارها سُر می خورند 

لَخت و زیبا

در سوپِ سردِمان

بهم می خورد حالمان -

بالا می آیند آرزوهایمان

طبیعتِ دست پاچه ای داریم!

نازک نارجی تَرَک می خوریم بر بشقاب های عتیقه

تا ناسزا بریزیم در حیاط خلوت.

گم شویم بهتر است تا در باغ  ،دور درخت بچرخیم

ریشه ها شرمنده اند -ما پوست کلفتیم!

هاهاها...

تنهائی مان را پر از پرچین می کنیم

حصار می کشیم

ورود ممنوع می زنیم

آدم خوب ها را جریمه می کنیم

جاده می کشیم یک طرفه

سبقت از راست با گواهی نامه آزاد - مجاز !

ما کجائیم ؟ چقدر آدمیم ؟چقدر حیوان ؟

چقدر پیدائیم و نهان ؟

می خواهیمش -

مثل آبنباتِ شیرین !

در جیب خالی ، پَر می زند تا ... روزی بدست کودکی بدهیم

شبیه من که اسمش آرزو است.

+ نوشته شده در 20 Nov 2009ساعت 6:30 PM توسط آرزو غفوری |

 

 چه کسی گفت زندگی زیباست؟

نان داریم، سیر می خوریم و گاه ...

سیب داریم سرخ، گاه سبز

شادی داریم گاه غم...

حسرت ها ، دردها را چه کنیم؟

باز هم زیباست...؟

چه کسی فریاد کرد، ای خد...ا!؟

چه کسی لبخند زد، بیا؟

اینجا نه گرسنه ام نه پیاده ،زخم دارم بسیار!

خدائی دارم بزرگ ، خانه ای سبز اما باغچه ندارد حتی کوچک

گلدان دارم، گل ندارد...شهر دارم، وطن ندارد امن/

گاه پرم  گاه خالی...

همه چیز دارم اما ...

او را ندارم او که اسمش ... بود!

+ نوشته شده در 10 Nov 2009ساعت 8:44 PM توسط آرزو غفوری |

پروانه سفید، شخصیتی است پرداخته از جنس آرزو هایم.روزگار بر بال های سفیدم قدم ها نهاده، که ردپاهایش تا اوج پرواز همراه منند.من همچون پروانه سفیدی هستم که برای آزادی از زندان تن و رهائی از تارها برای رسیدن به اوج پرواز- رنج ها و مرارتهای بسیاری را بر خود هموار کرده است .

آرزو غفوری
اکتبر 2007 / برمن/ آلمان

Home
Email
Night Skin